المواضيع الأخيرة
» مهربانی در سخنان بسیار زیبای حکیم ارد بزرگ
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 10:13 am من طرف شکوفه

» نخست وزیر دولت خودخوانده مخالفان سوریه استعفا کرد
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:22 am من طرف سروناز

» سیاست‌های طمع‌ورزانه امریکا در منطقه امریکای لاتین
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:22 am من طرف سروناز

» همایش راهبری دیابت با حضور وزرای بهداشت کشورها
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:19 am من طرف سروناز

»  افزایش متوسط قیمت کفش
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:18 am من طرف سروناز

» سومین اجلاس سران بزرگترین تولید کنندگان و صادرکنندگان گاز جهان
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:17 am من طرف سروناز

» وضع نامطلوب مسکن ۱۸ میلیون از ۵۸ میلیون نفر جمعیت شهری ایران
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:15 am من طرف سروناز

» همایش موضوع «حوزه‌های اجتماعی مسکن»
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:14 am من طرف سروناز

» حضور مسافران مشکوک
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:14 am من طرف سروناز

» باید به روح پیشرفت در نیروی دریایی ارتش توجه شود
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:11 am من طرف سروناز

» هفتاد و دو نفر از گروه طالبان و سیزده پلیس افغان در استان هلمند کشته شدند
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:10 am من طرف سروناز

» مخاطره اعتبار سند بازطراحی رآکتور اراک با نقض تعهد
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:07 am من طرف سروناز

» آن گوگ کیم نماینده تیم ملی وزنه‌برداری کره‌شمالی
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:04 am من طرف سروناز

» پلیس از خروج افراد فاقد گذرنامه و روادید جلوگیری می کند
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:03 am من طرف سروناز

» اتفاقات ناگوار در عراق، سوریه و یمن
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:01 am من طرف سروناز

» برنامه جدید دیدارهای استقلال تهران و پرسپولیس در هفته سیزدهم
الثلاثاء نوفمبر 24, 2015 12:00 am من طرف سروناز

» دیدار رئیس‌جمهور نیجریه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 11:56 pm من طرف سروناز

» همکاری بیشتر کشورهای غربی را برای مبارزه با گروه داعش
الإثنين نوفمبر 23, 2015 11:55 pm من طرف سروناز

» سرگي لاوروف وزير امور خارجه روسيه وارد تهران شد
الإثنين نوفمبر 23, 2015 11:53 pm من طرف سروناز

» هر انس طلا امروز در بازار جهاني با حدود 6 دلار کاهش
الإثنين نوفمبر 23, 2015 11:50 pm من طرف سروناز

كساني كه Online هستند
در مجموع 7 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 7 مهمان

هيچ كدام

[ مُعاينة اللائحة بأكملها ]


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 40 و در تاريخ الجمعة فبراير 06, 2015 7:47 am بوده است.
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
شکوفه
 
farimah
 
raazi
 
serendipiti
 
hadi
 
nahid
 
امیر
 
donia
 
سروناز
 
mehran
 


اشـکـانـيان ( پـارتـهـا )

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

اشـکـانـيان ( پـارتـهـا )

پست من طرف mehran في الجمعة أبريل 03, 2009 6:07 pm

سلطه جانشينان اسكندر بر قلمروهخامنشي ( با وجود خشونت نظامي سلوكيان ) در سراسر ايران طولاني نشد و فترت حاكميت در ايران ، شصت و پنج سالي بيش نكشيد . حتي ، در همان دوران اقتدار نظامي سلوكيان – مقارن با سالهايي كه مهاجران يوناني در استان باكتريا ( باختر ،بلخ ) به رهبري سر كرده خويش به نام ديودوتس ، اعلام استقلال كردند . ( حدود 250 ق.م. ) – در استان پارت ( پارتيا، پرثوه ) نيز دولت ايراني مستقلي به وجود آمد كه به نام موسس آن دولت ، ارشكان ( اشكان ، اشكانيان) ناميده شد. بعدها به دنبال طرد سلوكيان از ايران ، اين دولت به شاهنشاهي بزرگي تبديل شد كه در توالي شاهنشاهيهاي بزرگ شرق ، ششمين شاهنشاهي بزرگ دنياي باستان محسوب شد . اين دولت طي چندين قرن فرمانروايي ، از بسياري جهات هماورد و رقيب و حريف روم بود .



ارشك اول موسس اين دولت كه بر وفق روايات ، سركرده طايفه آريايي پرني ( اپرني ) از طوايف وابسته به اتحاديه داهه از عشاير سكايي حدود باختر بود – بنابر مشهور – حدود دو سال بعد از اعلام استقلال كشته شد. برادر وي تيردات ، كه جانشين او گرديد خود را ظاهرا" به احترام نام او ارشك خواند ( ارشك دوم ) . پادشاهان بعد از وي هم از همين بابت ، نام ارشك را به عنوان نوعي لقب بر نام خود افزودند . بدين گونه ، سلسله جانشينان ارشك به نام " ارشكان " خوانده شدند ( اشكانيان ) .



هر چند دولت اشكاني به وسيله ارشك اول و برادرش تيردات ( كه امروز ديگر ترديدي در تاريخي بودن آنان نيست ) پايه گذاري شد ، اما تاسيس واقعي آن به وسيله ميتره دات ( مهرداد ) اول ، ( ششمين اشك) و تحكيم نهايي آن به وسيله مهرداد دوم ، ( نهمين اشك ) انجام شد. ظاهرا" ، مقارن اين احوال كه چندي بعد منجر به طرد قطعي سلوكيان از ايران شد ، پادشاهان اين سلسه خود را وارث ملك پادشاهان قديم پارس ( هخامنشيها ) خواندند. چنانكه از يك مورخ يوناني ( آريان ) نقل شده است . نسبت خود را هم به هخامنشيها رساندند ، البته با انتساب به اردشير دوم . اما ، شاهنشاهي پارت با شاهنشاهي هخامنشي به كلي تفاوت داشت . نه تنها نظام حكومت آن هرگز استواري و انسجام آن دولت را دارا نبود، بلكه وسعت آن هم حتي بدون مصر كه از زمان اسكندر به كلي از ايران جدا شد، به پاي وسعت شاهنشاهي هخامنشي نرسيد .
قلمرو آنان كه شامل تعدادي دولتهاي مستقل دست نشانده هم مي شد ، در آنچه به وسيله حكام ( ساتراپهاي ) اشكاني اداره مي شد ، شامل هجده استان ( ساتراپي ) بود كه يازده استان را از استانهاي عليا و هفت استان را ، استانهاي سفلي مي خواندند . استانهاي عليا ، شامل ولايات شرقي اين قلمرو و استانهاي سفلي خوانده مي شد، عبارت بودند از:

1. بين النهرين ( Mesopotimia ) با اراضي شمال بابل .

2. آپولونياتيس ( Apolloniatis ) : جلگه واقع در شرق دجله .

3. خالوني تيس ( Chalonitis ) : بلنديهاي اطراف زاگرس .

4. ماد غربي : حدود نهاوند .

5. كامبادين ( Cambaden ) : حدود بيستون و بخش كوهستاني ماد .

6. ماد عليا : اكباتانا ( همدان )

7. رگيان ( Rhagiane ) : نواحي شرقي ماد .ولايت شرقي كه استانهاي عليا خوانده مي شد ، از اين قرار بودند :

8. خوارنه ( Choarene ) : سردره خوار .

9. كوميسنه ( Comisene ) : كومس ( قومس ) ناحيه كناره كوير .
10 . هوركانيا ( Hyrcania ) : گرگان .
11. استابنه ( Astabene ) : ناحيه استوا ( قوچان )
12. پارتيا ( Parthyene ) : خراسان .
13. اپه وركتي كنه ( Apavarcticene ) : ابيورد ، حدود كلات .
14. مرگيانه ( Margiane ) : ولايت مرو .
15. آريا ( Aria ) : هريو، ولايت هرات .
16. انائون ( Anauen ) : بخش جنوبي هرات .
17. زرنگيان ( Zarangiane ) : زرنج ، كنارهامون .

18. آراخوزيا ( Arachosia ) : رخج در ساحل علياي هيرمند در ناحيه قندهار .
ولايت سكستان در قسمت سفلاي هيرمند ، دولت محلي مستقل داشت و بر خلاف آنچه در بعضي ماخذ آمده است ، استان نوزدهم قلمرو اشكانيان محسوب نمي شد. علاوه بر اين استانهاي هجده گانه كه فقط قسمتي از قلمرو داخلي هخامنشيها بود ، تعدادي از استانهاي سابق هخامنشي هم در اين دوره به صورت امارتهاي مستقل در اطراف اين ولايت وجود داشت . فرمانروايان اين مناطق خود را متحد و تحت الحمايه اشكانيان مي شمردند . اما ، در عين آنكه به پادشاه متبوع خود باج مي دادند و در هنگام ضرورت ، سپاه مجهز در تحت فرمان او قرار مي دادند ، در ساير امور استقلال داشتند . معهذا ، در بعضي موارد هم از تبعيت دولت پارت خارج مي شدند و به تبعيت دولت مهاجم يا مخاصم در مي آمدند . بدين گونه ، قلمرو اشكانيان شامل يك مجموعه ملوك الطوايفي بود كه خاندان ارشك ، در راس آنها قرار داشت . اتحاد آنها ، به خصوص در مواقع جنگ ، وحدت و تماميت قلمرو ارشكها را تامين مي كرد . تعدادي از اين دولتهاي تابع كه در نهايت جزو قلمرو رسمي پادشاه اشكاني محسوب مي شد ، از اين قرار بود :
19 . ارمنستان كه پادشاه مستقل آن ، غالبا" متحد و دست نشانده پارت بود . اما ، با توجه به اينكه وي از خاندان اشكانيان بود ، ولي بارها به روم مي تاخت ، و بهانه جنگ ايران و روم مي شد.
20 . امارت اسروئن ( Osroene ) در شمال شرقي بين النهرين كه تحت حكم سلاله عرب ابجر ( Abgar ) اداره مي شد . مركز آن ادسا ( Edessa ) نام داشت كه بعد اورفه و الرها خوانده شد .
21 . امارت كردئن (Cordoen ) ( بيت كردو ) در جنوب درياچه وان و مشرق دجله كه سرزميني كوهستاني بود .
22 . امارت آديابن ( Adiabene ) ( حديب ، حاجي آباد ) در كنار رود زاب كه شامل سرزمين آشور ميشد و مركز آن ، اربل ( Arbela ) خوانده مي شد.
23 . امارت هترا ( Hatra ) ، الحضر در واحه ، واقع در مغرب دجله كه قلعه أي استوار داشت .
24 . امارت آتروپاتن (Atropaten ) سرزمين آذربايجان كه ماد كوچك نيز خوانده مي شد و در دوران سلوكي هم مستقل بود . اين ولايت در عهد اشكانيان تحت حكمراني يك شاهزاده اشكاني اداره مي شد . پادشاه اين ولايت متحد و تحت الحمايه اشك بود . آذربايجان در عهد سلوكي نيز مانند عهد اشكانيان ، يك مركز ديني آريايي بود . در عين حال ، يك سنگر ايرانيگري در مقابل يوناني مآبي رايج عصر نيز محسوب مي شد .
25 . امارت ميسان (Mesene ) كه در ارضي بين النهرين جنوبي در اطراف مصب دجله و فرات قرار داشت و مركز آن به نام خاراكس ( Charax ) تقريبا" در محل خرمشهر كنوني واقع بود .
26 . امارت ايلام ( Elymais ) در شرق دجله كه شامل شوش و اهواز كنوني بود و تا قسمتي از دره هاي زاگرس ادامه داشت . با آنكه مهرداد اول آنجا را تسخير كرد ، بعدها دوباره استقلال محلي يافت و بارها در مقابل اشكانيان قيام كرد .
27 . امارت پارس كه پادشاهان كوچك محلي آن ، از زمان سلوكيان مستقل بودند . در عهد اشكانيان، قسمتي از نواحي جنوبي كرمان هم به آنان تعلق يافت . قلمرو آنان ، كانون آيين زرتشت و آتش مقدس قوم بود و با آنكه اشكانيان آنجا را به انقياد در آوردند ، دعوي استقلال آنان باقي ماند . سرزمينهاي باختر وسغد ، هرگز جزو قلمرو اشكانيان در نيامد . چنانكه اراضي واقع در شمال دره اترك هم كه جزئي از سرزمين عشاير داهه و سكايي بود ، از شمول در داخل قلمرو ارشكها خارج ماند . حتي ، طوايف ساكن در نواحي بارها در مرزهاي شرقي اشكانيان ، مزاحم و معازض دولت آنان نيز مي شدند .
به دنبال طرد نهايي سلوكيان از خاك ايران ، دولت اشكاني كه در توسعه به جانب غرب ظاهرا" ناظربه تسخير تمام ميراث هخامنشيها بود، با دولت روم كه او نيز در توسعه به جانب شرق طالب دستيابي به ميراث فتوحات اسكندر به نظر مي رسيد، در نواحي ارمنستان و سوريه با يكديگر تصادم پيدا كردند .
اولين تصادم ، بين يازدهمين اشك ( فرهاد سوم ) با پمپه ، سردار معروف روم روي داد . اين برخورد به جنگ منجر نگرديد ودر واقع فقط يك تصادم سياسي بود ( حدود 63ق.م. ) . تصادم واقعي ، اول بار در عهد ارد اول اشك سيزدهم واقع شد كه محرك آن تجاوز كراسوس ( سردار روم ) به مرزهاي ايران بود . اين برخورد در حران (كاره ) به شكست و قتل كراسوس و اسارت عده زيادي از سربازان او منجر گشت ( 53 ق.م. ) . از آن پس ، روم بارها با پارت كه خود را حريف و هماورد واقعي او نشان داد، به زور آزمايي پرداخت .بهانه ، مرزهاي سوريه و مسائل ارمنستان بود، اما تعرض همواره جز در مواردي كه پارت خود را ناچار به تلافي يا استرداد مي يافت ، از جانب روم مي شد . بالاخره ، از عهد ارد اول ( اشك سيزدهم ) تا عهد اردوان پنجم ( اشك بيست و هشتم ) كه آخرين پادشاه اين سلسله نيز بود ، لااقل هفت جنگ عمده ايران و روم را در روي يكديگر قرار داد . چند بار هم تيسفون ، تختگاه اشكانيان ، به دست روم افتاد .
اما ، در تمام موارد سوداي جهانگيري روم از طرف اشكانيان با مانع مواجه شد و روم هرگز موفق نشد كه قسمتي از خاك ايران را به قلمرو خود ملحق كند . حتي ، آخرين اشك اين خاندان كه بعدها مغلوب اردشير بابكان موسس دولت ساساني گشت ، حمله خائنانه و نفرت انگيز كاراكالا امپراتور ديوانه روم را به شدت در هم شكست ( 215ق.م. ) . در اين راستا ، خاندان اشكانيان كه در معرض سقوط و انقراض بود ، قلمرو خود را نه به يك فاتح اجنبي ، بلكه به يك مدعي ايراني باخت .
سلطنت اشكانيان ، چهار صد هفتاد سال طول كشيد و در اين مدت ، بيست و نه اشك از اين سلسله در ايران فرمانروايي كردند . پايتخت آنان در دوران اعتلاي سلطنت ايشان ، تيسفون و سلوكيه در نزديك دجله بود . در اوايل تاسيس دولت ، شهر نسا در نزديك عشق آباد كنوني و شهر دارا در ناحيه ابيورد و در هنگام تابستان كه پادشاه از بابل به ماد و پارت و گرگان مي رفت ، گاه اكباتانا و گاه شهر هكاتوم پليس ( صد دروازه در قومس ) مقر موقت دربار شد. بي شك نظام ملوك الطوايفي كه از اسباب فقدان تمركز در قدرت بود ، اختلافات خانوادگي كه همين عدم تمركز آن را مخاطره آميزتر مي كرد و شايد نفرت و مخالفت موبدان زرتشتي كه سياست تسامح و اغماض اشكانيان را به نظر مخالفت مي ديدند ، از عوامل انحطاط دولت آنان شد . جنگهاي فرساينده اي كه در مدت پنج قرن آنان را در شرق و غرب مشغول داشت نيز ، خود عامل عمده اي در ايجاد ناخر سنديهايي شد كه از زياده رويهاي دايم طبقات جنگجو و قدرتمند در بين طبقات فرودين جامعه حاصل مي شد .
حاصل عمده فرمانروايي آنان ، حفظ تمدن ايران از تهاجمات ويرانگر طوايف مرزهاي شرقي و نيز ، حفظ تماميت ايران در مقابل تجاوز خزنده روم به جانب شرق بود . در هر دومورد ، مساعي آنان اهميت قابل ملاحظه اي براي تاريخ ايران داشت .

_________________

mehran

شمع های روشن : 68
جایگاه : 84247
شهرت : 19
تاریخ عضویت : 2009-04-03

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد